دردهه های اخیر از عصر
محمدرضاپهلوی تابه حال که درسی وپنجمین سال پس از پیروزی انقلاب مقدس
اسلامی قرار گرفته ایم درامد حاصل از صادرات نفت خام پیوسته حکم آچار
فرانسه را برای لاپوشانی نمودن مشکلات دولت وتامین مایحتاج مردم داشته است
چنانکه هیچگاه مردم رنگ کمبود راحس نکرده اند همیشه میلیونهاتن گندم وسایر
اقلام خوراک انسان ودام باکمترین زحمت وارد شده وخلاء ها وچاله چوله ها
پرشده وتا توانسته ایم در مصرف همین اقلام وارداتی اسراف وبریز وبپاش نموده
ایم طوریکه اسراف یکی از نمادهای مهم فخر ومباهات ما ایرانی ها بوده وتا
دهه های متمادی این تفکر وعادت ادامه خواهد داشت.
این
درحالی است که میلیونها جوان ایرانی باسطوح مختلف تحصیلی بیکار ویا به
مشاغل غیر سازنده وغیرتولیدی مشغول بوده وهستند. ازطرف دیگر دهها میلیون
هکتار اراضی قابل کشت وبهره برداری درسراسر کشور به حال خود رهاشده وکسی را
درفکر احیاء آنهانمی بینی نه از اهل دولت ومجلس ونه ....
مادلار داریم وقتی می توانیم کشتی کشتی گندم وارد کنیم چرا خودمان را به زحمت بیندازیم
این
سخنان را بنده درسنین زیر 18سال حداقل دوبار در روزنامه های دهه ی 40
ویا50 از قول امیرعباس هویدا نخست وزیر بهایی شاه خواندم.این مکتب اقتصادی
علی رغم سقوط پهلوی واعدام او همچنان در ایران پرطرفدار است وبزرگ وکوچک
ودولتی وغیردولتی وچپ وراست واصلاح طلب واصولگرا وخودی وغیرخودی سخت به
اصول آن پایبند هستند.کارمان به جایی کشیده شده است که کسی عارض واردات
دهها میلیاردی کالاهای مصرفی نمی شود ولی هرکس برای خودنمایی وکسب وجهه ویا
نشاندادن میزان وشدت علاقه اش به مام میهن وناموس کشور برای خشک شدن
دریاچه ی بیحاصل ارومیه سینه چاک می کند ونابودی کشور وکشاورزی!!!ومردم
رادرگرو خشک شدن دریاچه قلمداد می کند!!!
این همه جو زدگی نتیجه ی سیر شدن
شکم ها از نعمتهای آسان وبی زحمت حاصل شده است . نتیجه ی برکات حاصل از
صادرات نفت خام و نتیجه ی میراث به جای مانده از هویدای معدوم است.مطمئنا
کشاورزان بینوایی که دسترنجشان توسط دلالان وسلف خران به یغمابرده می شود
وبه علت عدم دسترسی به آبهای روان ناگزیر از حفر صدهاهزار چاه درسراسر کشور
شده ویا به امید نمی باران نشسته اند از طیف های فوق الذکر نمی باشند
آنها بیش از هرکس قدر هرقطره ی آبی را می دانند که از دسترسشان به دور است
وبدون کمترین خیر رسانی روانه ی باتلاقها وشورابه ها ودریاهای شمال وجنوب
می شود.
اکنون باید پاسخ سوال مطرح
درصدر این دل نوشته را به دست آورده باشیم .آری دوستان آذربایجان وسایر
مناطق ایران زمانی نگین رشدوتوسعه در آسیای میانه وخاورمیانه خواهدشدکه
کفگیربه ته دیگ نفت بخورد وهمگی باهم به فکر مهار آبهای روان کشور و تامین
آب برای دهها میلیون هکتار اراضی بایر وموات ودیم باشیم وازنکبت ناشی از
ارتزاق پول نفت خام صادراتی رهاشویم .در این ایام نه تنها تمام جوانانمان
مشغول به کار واقعی وتولیدی شده واز واردات کالاهای مصرفی بی نیاز خواهند
شدبلکه ممکن است به یکی از کشورهای مهاجر پذیر وجذب کننده ی کار آفرینان
وسرمایه ها ومغزهای عالم تبدیل شویم. آن زمان وقتی فرا رسدبخشی ازاوقات
فراغت مردم خوشبخت صرف مشاهده ی موزه ها از جمله تصاویر ی ازجغرافیای
تاریخی کشور خواهدشدومردم حسرت آبهای ارزشمندی را خواهندخورد که چگونه بلا
استفاده روانه ی شورابه ای می شدکه دیگر باقی نمانده است وگرانی وتورم وواردات ومشاغل کاذب وبی
خاصیت ووو...راسبب می شد .