حسن روحانی: هنرمند ارزشی و غیرارزشی نداریم ازغدی: یکی کردن هنرمند ارزشی و غیرارزشی «کاسبی» است
بود با واکنش یکی از اندیشمندان کشورمان مواجه شد.
به گزارش خبرنگار کیهان، حجت الاسلام دکتر حسن روحانی چهارشنبه شب گذشته در دیدار با هنرمندان در تالار وحدت درحالی بر آزادی در عرصه فرهنگ و هنر تأکید کرد که دولت وی طی روزهای اخیر فشارهای زیادی را بر رسانههای منتقد دولت وارد آورده و حتی یکی از این رسانهها تنها به خاطر انتقاد از برخی از عملکردهای دولت روحانی تعطیل شده است.
حسن روحانی در دیدار چهارشنبه گذشته با هنرمندان گفت: اگر بگوییم هنر مرده را زنده میکند، سخنی به گزاف نگفتهایم، پس تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بیمعناست. وی در عین حال تصریح کرد: هنرمند البته در مسیر هنر، باید به مردم، ذوق مردم و خواست مردم خود را نزدیک کند.
روحانی ادامه داد: قبل از آنکه سانسور و ممیزی به دولتها منتسب شود، خود جوامع بشری و اجتماع، اولین قدم قرار دادن چارچوب برای هنر است، عادات، رسوم، اخلاق جامعه، فهمها و درکها همه اینها مرزبندیهایی را برای هنر مشخص میکند.
رئیس جمهور افزود: من گاهی اوج هنر ایرانی را در حافظ میبینم. حافظ شیرازی، هنرمند ایرانی میتواند مقتدایش حافظ باشد. حافظ، حافظه تاریخی، ادبی و هنری ملت ایران است. با سینهای مالامال از آموزههای دینی و قرآنی، اما از جهل و خرافه و ریا بیزار.
وی ادامه داد: هنرمند نه قرار است زینتالمجالس باشد و نه اپوزیسیون. هنرمند نه قرار است نوک پیکان تحولات سیاسی باشد و نه قرار است گوشهنشین خرابات و خانه. هنرمند قرار نیست هر چه دولت یا جامعه یا حتی روشنفکران میگویند، به تصویر بکشد، که برداشت خود را دارد و قرار هم نیست که با دولت یا جامعه در ستیز باشد و بجنگد.
روحانی همچنین به نقش انقلاب اسلامی بر هنر کشور اشاره کرد و گفت: شما میدانید قبل از پیروزی انقلاب بخش بزرگی از جامعه ما از هنر فاصله داشت. امام راحل به عنوان احیاگر قرن که آزادی را برای این سرزمین به ارمغان آورد، یکی از خدماتش این بود که بین مردم متدین و هنر آشتی برقرار کرد.
وی افزود: جالبتر اینکه در فضای بعد از انقلاب، زنان و بانوان هنرمند بسیاری در بخشهای مختلف هنر از جمله در سینما رشد کردند، تا جایی که نه تنها بازیگری را بر عهده گرفتند، کارگردانی و نویسندگی نیز جزو مواردی بود که بانوان ایرانی توانستند نقش خود را ایفا کنند، در حالی که قبل از انقلاب خانوادههای متدین و مذهبی این کشور اجازه نمیدادند فرزندان و اعضای خانواده آنها در این زمینه ورود کنند. این یکی دیگر از خدمات انقلاب اسلامی بود.
علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در این مراسم سخنرانی کرد. وی در بخشی از سخنان خود گفت: هنرمندان واقعی به ارزشهای جامعه خود پشت نمیکنند. در مراسم دیدار رئیسجمهور کشورمان با اهالی فرهنگ و هنر، شش تن از هنرمندان به نمایندگی از همکارانشان، با دکتر روحانی از دغدغههای اهالی هنر سخن گفتند.
اما حسن رحیم پورازغدی، اندیشمند و استاد دانشگاه یک روز پس از سخنرانی رئیس جمهور در جمع هنرمندان به حرفهای روحانی واکنش نشان داد و گفت: یکی کردن هنرمند ارزشی و غیرارزشی، کاسبی است.
وی که در چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار در محل سینمای فلسطین سخنرانی میکرد اظهار داشت: عدهای به اسم برابری طلبی و صلح دوستی میخواهند مرزهای حق و باطل را بردارند و این یک جریانی است که اصلا خط قرمز و اصول ندارد. من معنی این جمله را نمیفهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد! یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت مساوی است؟ بعضیها اصلا به این چیزها فکر نمیکنند، به دنبال چیزی هستند که برایش کف بزنند، اینها دغدغه حقیقت ندارند، دغدغه ریاست دارند. اما انبیا دغدغه حق و باطل داشتند. میگویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمیشود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم. یا این حرف بیمعنا است و یا شرک و توحید با هم مساوی هستند. یکی کردن اینها کاسبی است. طبق فرهنگ قرآن شعرا و هنرمندان دو دستهاند، یک دسته اهل اغوا هستند و یک دسته هستند که استثنا میشوند و دنبال ترویج حق و عدل و دفاع از مظلوماند. آیا شعر دعبل و شاعران انقلابی با شعر شاعران درباری نوکران حکومت، مساوی است؟ یکی کردن اینها درست در مقابل خط امام و خط انقلاب و خط انبیا قرار دارد.
رحیمپور در تکمیل سخنان خودش اضافه کرد: اگر گفتیم آدمها را خط کشی نکنیم و آدمها را دفع نکنیم مسئله دیگری است. اهل بیت(ع) حتی برای شاعر شراب خوار که شعر عدالتخواهانه سروده است هدیه و صله فرستادهاند. یعنی هنرمندی را که تقوای اخلاقی نداشته و شعری در مسیر تقوا گفته است بدون تأیید فساد شخصی اش، شعرش و هنرش را صد در صد تأیید کردهاند و برایش صله و هدیه فرستادهاند و حتی از او خواستهاند شعرش را تکرار کند و خودشان هم ابیاتی به آن اضافه کردهاند.
وی در عین حال در نقد نگاه قبیلهای گفت: باندی نگاه کردن همیشه اشتباه است و همینطور که شما در این رفت و برگشتهای سیاسی آدمهایی دیده اید که مثلا یک روز درباره شفای یک مریض از امام رضا فیلم میساخت و یک روز دیگر درباره سکس و فلسفه! به لحاظ قانون اجتماعی خودی و غیر خودی نداریم، همه خودیاند تا وقتی که قانون نقض نشده باشد. اما به لحاظ ارزشی باید گفت که خود خداوند آدمها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است.
حضرت امیر فرمودهاند ما در زمان پیامبر وقتی پرچم حق بالا رفت حتی با نزدیک ترین خویشانمان در افتادیم. و گفتیم از این به بعد تقسیم ما بر اساس خون و نژاد نیست و از این به بعد ما از دو امت متفاوت ایم [چرا که به ارزشهای متفاوت معتقدیم]
رحیمپور در توضیح بیشتر درباره این سوال که آیا هنرمندان و سینماگران را میتوان به حق و باطل تقسیم کرد یا خیر گفت: یکی از عرصههای تولی و تبری عرصه هنر و فرهنگ است منتها به روش درست. انقلاب هم همینطور بود و دنیا را دو صف کرد. اگر دقت کنیم میبینیم که معاویه هم به امام حسن ایراد میگرفت که اینها جامعه مسلمین را دو تکه کردهاند.
حسن رحیمپور ازغدی در بخش دیگری از سخنانش به رفتارهای نادرست در میان هنرمندان انتقاد کرد و گفت: حسادت در عرصه هنرمندی و روشنفکری و عرصههای آکادمیک متداول است. طرف اجازه نقد نمیدهد تا تکگویی کند و خودش را مرکز عالم میداند و همه را نفی میکند. در ایران حتی این طوری است که تا وقتی هنرمند نمرده است از او تجلیل نمیکنند. میگذارند هنرمند بمیرد و بعد از او تقدیر کنند. به صرف اینکه ممکن است در آینده کار اشتباهی بکند از تشویق او خودداری میکنند و یا میگویند تشویق باعث میشود که پررو شوند! فرهنگ تشویق کردن و دفاع کردن از یکدیگر ندارند.
وی با محکوم کردن مجدد اباحهگری گفت: وقتی جذب مطلق به عنوان تاکتیک مطرح میشود، نتیجهاش میشود حرفهای اخیر پاپ که در تاریخ کاتولیک سابقه نداشت که یک پاپ بگوید که دیگر جهنم را قبول نداریم، و خلقت آدم و هوا صرفا یک اسطوره بوده، ما همجنس بازها و لیبرالها و کمونیستها را دوست داریم و همه خوبند و همه با هم میرویم به بهشت! قبلا عملا این طور بودند اما رسما اینطور حرف نمیزدند و این در تاریخ مسیحیت بیسابقه است. یعنی کفر را هم به رسمیت شناخت و دیگر خدا قاضی نیست.
به نظر رحیمپور ازغدی، بهترین روش برای تزریق سکولاریسم به ذهن بچه مسلمانها این است که تلقین کنند این عرصه سینما عرصه شما نیست. اما همان طور که در عرصه تجارت و اقتصاد و عرصههای دیگر وارد شدن مشکل است اما ممکن، رفتن در عرصه هنر هم مشکل اما ممکن است.
به گزارش خبرنگار کیهان، حجت الاسلام دکتر حسن روحانی چهارشنبه شب گذشته در دیدار با هنرمندان در تالار وحدت درحالی بر آزادی در عرصه فرهنگ و هنر تأکید کرد که دولت وی طی روزهای اخیر فشارهای زیادی را بر رسانههای منتقد دولت وارد آورده و حتی یکی از این رسانهها تنها به خاطر انتقاد از برخی از عملکردهای دولت روحانی تعطیل شده است.
حسن روحانی در دیدار چهارشنبه گذشته با هنرمندان گفت: اگر بگوییم هنر مرده را زنده میکند، سخنی به گزاف نگفتهایم، پس تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بیمعناست. وی در عین حال تصریح کرد: هنرمند البته در مسیر هنر، باید به مردم، ذوق مردم و خواست مردم خود را نزدیک کند.
روحانی ادامه داد: قبل از آنکه سانسور و ممیزی به دولتها منتسب شود، خود جوامع بشری و اجتماع، اولین قدم قرار دادن چارچوب برای هنر است، عادات، رسوم، اخلاق جامعه، فهمها و درکها همه اینها مرزبندیهایی را برای هنر مشخص میکند.
رئیس جمهور افزود: من گاهی اوج هنر ایرانی را در حافظ میبینم. حافظ شیرازی، هنرمند ایرانی میتواند مقتدایش حافظ باشد. حافظ، حافظه تاریخی، ادبی و هنری ملت ایران است. با سینهای مالامال از آموزههای دینی و قرآنی، اما از جهل و خرافه و ریا بیزار.
وی ادامه داد: هنرمند نه قرار است زینتالمجالس باشد و نه اپوزیسیون. هنرمند نه قرار است نوک پیکان تحولات سیاسی باشد و نه قرار است گوشهنشین خرابات و خانه. هنرمند قرار نیست هر چه دولت یا جامعه یا حتی روشنفکران میگویند، به تصویر بکشد، که برداشت خود را دارد و قرار هم نیست که با دولت یا جامعه در ستیز باشد و بجنگد.
روحانی همچنین به نقش انقلاب اسلامی بر هنر کشور اشاره کرد و گفت: شما میدانید قبل از پیروزی انقلاب بخش بزرگی از جامعه ما از هنر فاصله داشت. امام راحل به عنوان احیاگر قرن که آزادی را برای این سرزمین به ارمغان آورد، یکی از خدماتش این بود که بین مردم متدین و هنر آشتی برقرار کرد.
وی افزود: جالبتر اینکه در فضای بعد از انقلاب، زنان و بانوان هنرمند بسیاری در بخشهای مختلف هنر از جمله در سینما رشد کردند، تا جایی که نه تنها بازیگری را بر عهده گرفتند، کارگردانی و نویسندگی نیز جزو مواردی بود که بانوان ایرانی توانستند نقش خود را ایفا کنند، در حالی که قبل از انقلاب خانوادههای متدین و مذهبی این کشور اجازه نمیدادند فرزندان و اعضای خانواده آنها در این زمینه ورود کنند. این یکی دیگر از خدمات انقلاب اسلامی بود.
علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در این مراسم سخنرانی کرد. وی در بخشی از سخنان خود گفت: هنرمندان واقعی به ارزشهای جامعه خود پشت نمیکنند. در مراسم دیدار رئیسجمهور کشورمان با اهالی فرهنگ و هنر، شش تن از هنرمندان به نمایندگی از همکارانشان، با دکتر روحانی از دغدغههای اهالی هنر سخن گفتند.
اما حسن رحیم پورازغدی، اندیشمند و استاد دانشگاه یک روز پس از سخنرانی رئیس جمهور در جمع هنرمندان به حرفهای روحانی واکنش نشان داد و گفت: یکی کردن هنرمند ارزشی و غیرارزشی، کاسبی است.
وی که در چهارمین جشنواره مردمی فیلم عمار در محل سینمای فلسطین سخنرانی میکرد اظهار داشت: عدهای به اسم برابری طلبی و صلح دوستی میخواهند مرزهای حق و باطل را بردارند و این یک جریانی است که اصلا خط قرمز و اصول ندارد. من معنی این جمله را نمیفهمم که هنر ارزشی و ضدارزشی وجود ندارد! یعنی سینمایی که مروج شرک و خرافه است با سینمایی که مروج توحید و عبادت مساوی است؟ بعضیها اصلا به این چیزها فکر نمیکنند، به دنبال چیزی هستند که برایش کف بزنند، اینها دغدغه حقیقت ندارند، دغدغه ریاست دارند. اما انبیا دغدغه حق و باطل داشتند. میگویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمیشود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم. یا این حرف بیمعنا است و یا شرک و توحید با هم مساوی هستند. یکی کردن اینها کاسبی است. طبق فرهنگ قرآن شعرا و هنرمندان دو دستهاند، یک دسته اهل اغوا هستند و یک دسته هستند که استثنا میشوند و دنبال ترویج حق و عدل و دفاع از مظلوماند. آیا شعر دعبل و شاعران انقلابی با شعر شاعران درباری نوکران حکومت، مساوی است؟ یکی کردن اینها درست در مقابل خط امام و خط انقلاب و خط انبیا قرار دارد.
رحیمپور در تکمیل سخنان خودش اضافه کرد: اگر گفتیم آدمها را خط کشی نکنیم و آدمها را دفع نکنیم مسئله دیگری است. اهل بیت(ع) حتی برای شاعر شراب خوار که شعر عدالتخواهانه سروده است هدیه و صله فرستادهاند. یعنی هنرمندی را که تقوای اخلاقی نداشته و شعری در مسیر تقوا گفته است بدون تأیید فساد شخصی اش، شعرش و هنرش را صد در صد تأیید کردهاند و برایش صله و هدیه فرستادهاند و حتی از او خواستهاند شعرش را تکرار کند و خودشان هم ابیاتی به آن اضافه کردهاند.
وی در عین حال در نقد نگاه قبیلهای گفت: باندی نگاه کردن همیشه اشتباه است و همینطور که شما در این رفت و برگشتهای سیاسی آدمهایی دیده اید که مثلا یک روز درباره شفای یک مریض از امام رضا فیلم میساخت و یک روز دیگر درباره سکس و فلسفه! به لحاظ قانون اجتماعی خودی و غیر خودی نداریم، همه خودیاند تا وقتی که قانون نقض نشده باشد. اما به لحاظ ارزشی باید گفت که خود خداوند آدمها را به ارزشی و غیرارزشی تقسیم کرده است.
حضرت امیر فرمودهاند ما در زمان پیامبر وقتی پرچم حق بالا رفت حتی با نزدیک ترین خویشانمان در افتادیم. و گفتیم از این به بعد تقسیم ما بر اساس خون و نژاد نیست و از این به بعد ما از دو امت متفاوت ایم [چرا که به ارزشهای متفاوت معتقدیم]
رحیمپور در توضیح بیشتر درباره این سوال که آیا هنرمندان و سینماگران را میتوان به حق و باطل تقسیم کرد یا خیر گفت: یکی از عرصههای تولی و تبری عرصه هنر و فرهنگ است منتها به روش درست. انقلاب هم همینطور بود و دنیا را دو صف کرد. اگر دقت کنیم میبینیم که معاویه هم به امام حسن ایراد میگرفت که اینها جامعه مسلمین را دو تکه کردهاند.
حسن رحیمپور ازغدی در بخش دیگری از سخنانش به رفتارهای نادرست در میان هنرمندان انتقاد کرد و گفت: حسادت در عرصه هنرمندی و روشنفکری و عرصههای آکادمیک متداول است. طرف اجازه نقد نمیدهد تا تکگویی کند و خودش را مرکز عالم میداند و همه را نفی میکند. در ایران حتی این طوری است که تا وقتی هنرمند نمرده است از او تجلیل نمیکنند. میگذارند هنرمند بمیرد و بعد از او تقدیر کنند. به صرف اینکه ممکن است در آینده کار اشتباهی بکند از تشویق او خودداری میکنند و یا میگویند تشویق باعث میشود که پررو شوند! فرهنگ تشویق کردن و دفاع کردن از یکدیگر ندارند.
وی با محکوم کردن مجدد اباحهگری گفت: وقتی جذب مطلق به عنوان تاکتیک مطرح میشود، نتیجهاش میشود حرفهای اخیر پاپ که در تاریخ کاتولیک سابقه نداشت که یک پاپ بگوید که دیگر جهنم را قبول نداریم، و خلقت آدم و هوا صرفا یک اسطوره بوده، ما همجنس بازها و لیبرالها و کمونیستها را دوست داریم و همه خوبند و همه با هم میرویم به بهشت! قبلا عملا این طور بودند اما رسما اینطور حرف نمیزدند و این در تاریخ مسیحیت بیسابقه است. یعنی کفر را هم به رسمیت شناخت و دیگر خدا قاضی نیست.
به نظر رحیمپور ازغدی، بهترین روش برای تزریق سکولاریسم به ذهن بچه مسلمانها این است که تلقین کنند این عرصه سینما عرصه شما نیست. اما همان طور که در عرصه تجارت و اقتصاد و عرصههای دیگر وارد شدن مشکل است اما ممکن، رفتن در عرصه هنر هم مشکل اما ممکن است.
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 10:41 توسط مسعودآسيوندزاده
|