سال1340 که دولت امریکا قصد نابود کردن کشاورزی ایران را داشت تا بازار مصرف بزرگی برای کشاورزان امریکایی فراهم کندطرح اصلاحات ارضی را ابتدا از اذربایجان شروع کرد بعد در سراسرکشور گسترش داد نتیجه خانه خراب شدن کشاورزان و خروج کارافرینان ایرانی و سرمایه گذاران از بخش کشاورزی و بعد مهاجرت گسترده ی روستایی ها به شهرها و تبدیل شدن تولیدکنندگان به مصرف کنندگان و واردکنندگان کلان محصولات کشاورزی بود آنها با پنبه سربریدند و برای بدبخت کردن ایرانی ها در لباس دوست  و با ژست خیرخواهی وارد صحنه شدند و اقتصاد پویا و صادراتی ما را در عرصه ی کشاورزی به سقوط و شکست کشاندند ما نفت داشتیم و فوری واردات را جایگزین کردند نفت در برابر نان درد را حس نکردیم چون با مسکن نگذاشتند حسش کنیم . اراضی وسیع آذربایجان و بلکه سراسر ایران اگر زیر کشت برود بازار عظیمی در سراسر جهان به دست خواهد آورد آنوقت حضور اقتصادی ایران در بخش بزرگی از جهان بعد سیاسی پیدا می کند آنهم با ایدئولوژی اسلام فقاهتی که مانع بزرگی بر سر استعمار و استثمار کلان سرمایه داران چند ملیتی است حالا در شرایطی که خشکسالی مشکل مضاعفی در خاورمیانه ایجادکرده و عقل سلیم به مهار و هدایت آبهای شیرین به سمت اراضی بایر و دیم حکم می دهد ناگهان دریاچه ها اهمیت می یابند و شروع این حرکت منحوس مجددا از آذربایجان است افراد و جریاناتی از داخل که معلوم نیست از کجا تقویت می شوند به جای اینکه به فکر اشتغال و کارآفرینی و تولید  و مهار آبها برای کشاورزی و توسعه ی پوشش گیاهی باشند که همزمان هم از فرسایش خاک جلوگیری شود هم واردات به صفر برسد و هم محیط زیست جان بگیرد ،دولت ها را تحت تاثیر قرار می دهند که به فکر نجات شورابه های بی خاصیت باشند و اگر بازار مسلمین از محصولات غذایی وارداتی از کانادا و ......که متحدان قسم خورده ی اسرائیل غاصب هستند پر شود هیچ اشکالی ندارد پنجه ی جنگ نرم حلقوم سیاسیون جوگیر و قدرت طلب را در اختیار گرفته است تا آنها در فکر آبرسانی به سر زمینها نباشند مثل لوله کشی آب به خانه ها ولی احیائ شورابه ها را وظیفه خود قرار دهند آنهم با بیشترین هزینه ها در حالیکه تابش خورشید از یکطرف و افزایش جمعیت از موانع جبری و غیر قابل جلوگیری خشک شدن این شورابه هااست و تا چه زمانی باید با جبر طبیعت جنگید/!!! و چه مقدار باید ثروت ملی را آتش زد آنقدر در آبرسانی به اراضی کوتاهی کرده اند که کشاورزان بیچاره مجبور به حفر چاه با هزینه های بالا شده اند درحالیکه اگر آب رودخانه ها وسدها به سمت اراضی هدایت می شد جمعیت تولیدکننده در عرصه ی کشاورزی و دامپروری وباغداری و....چنان رشد می کرد که حتی یک بیکار یافت نمی شد !!!مرگ بر فریب کاران ....از کدام ریزگرد صحبت می کنند ؟!!!تمام اراضی اطراف دریاچه زیر کشت است !!!و همینطور جزایر داخل دریاچه جزو منابع طبیعی و یا مسکونی است؟!!!نمک به دلیل خواص فیزیکی اصولا میل به سنگ شدن دارد نه ریزگرد شدن !!!

ثانیا وسعت دریاچه یک دهم استان آذ غربی است یعنی کاملا قابل کنترل ، به قولی گنجشک چیست که کله پاچه اش چه باشد؟!!1 وانگهی آب وهوای منطقه ضد بیابانزایی است با توجه به وزش بادهای بارانزا از سمت دریای مدیترانه واقیانوس اطلس و دریای سیاه و وجود رشته کوه طویل زاگرس در غرب ایران که موجب جاری شدن رودهای فراوان شده و کل غرب و شمالغرب ایران به شدت مستعد رشد پوشش گیاهی است البته اگر مسئولان احمق و دشمن زیرک مانع نشوند مردم لایق خواهند توانست بسیاری از مشکلات ناشی از فقر را از بین ببرند ایکاش شعور مسئولان متوجه حقایق و توطئه های خزنده بشود