داستان حماقت به مناسبت روز تاسوعا (8مهر96)و دشمن شناسی و جانبازی در راه حقیقت وامام حق
پس از آنكه معاويه به مخالفت با اميرالمو منين عليه السلام پرداخت ، تصميم گرفت عقل و مراتب اطاعت مردم شام را آزمايش كند ، لذا با عمروعاص مشورت كرد .
عمروعاص گفت : به مردم شام دستور بده كدو را مانند گوسفند ذبح كنند و پس از تذكيه آنرا بخورند ، اگر فرمانت را اجراء نمودند آنها يار تو هستند وگرنه اطاعت نكنند .
معاويه دستور داد از فردا كدو را مانند گوسفند ذبح كنند ، و مردم شام بدون كوچترين اعتراض اجراء نمودند و اين بدعت در سراسر شام معمول گرديد .
طولي نكشيد كه خبر اين بدعت به گوش مردم عراق رسيد ، بعضي از آنان از اميرالمو منين عليه السلام در اين باره پرسش كردند .
عمروعاص گفت : به مردم شام دستور بده كدو را مانند گوسفند ذبح كنند و پس از تذكيه آنرا بخورند ، اگر فرمانت را اجراء نمودند آنها يار تو هستند وگرنه اطاعت نكنند .
معاويه دستور داد از فردا كدو را مانند گوسفند ذبح كنند ، و مردم شام بدون كوچترين اعتراض اجراء نمودند و اين بدعت در سراسر شام معمول گرديد .
طولي نكشيد كه خبر اين بدعت به گوش مردم عراق رسيد ، بعضي از آنان از اميرالمو منين عليه السلام در اين باره پرسش كردند .
حضرت در جواب فرمود : خوردن كدو ، ذبح لازم ندارد(1) ، مراقب باشيد كه شيطان عقلتان را نبرد و افكار شيطاني حيرت زده و سرگردانتان ننمايد(2)
1-القرع ليس يذكي فكلوه
2-داستانها و پندها 1/ 92 - كافي 6/ 370
نویسنده : سعید | موضوع : داستان های امام علی (علیه سلام) , داستان گوناگون , | تاریخ : سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 0:23 | آرشیو نظرات
+ نوشته شده در شنبه هشتم مهر ۱۳۹۶ ساعت 16:15 توسط مسعودآسيوندزاده
|