نقش ایرانی ها و شهر قم در زمینه سازی ظهور و یاری امام زمان علی السلام
سازمان یاران امام مهدی(عج)
یاران امام عصر - ارواحنا له الفداء - به چند گروه تقسیم می شوند:
۱-یارانی که حضرت مهدی علیه السلام نهضت خود را با آنان آغاز می کند.
۲-یارانی که به برکت مَقدم بقیه اللَّه - ارواحنا فداه - از قبرها برمی خیزند.
۳-یارانی که همراه حضرت عیسی علیه السلام از آسمان فرود می آیند.[1]
یارانی که حضرت مهدی علیه السلام نهضت خود را با آنان آغاز می کند
قبلا دو روایت از حضرت رسول صلی الله علیه و اله و سلم و امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد جایگاه ایرانیان در نزد اهل بیت علیهم السلام و نقش آنان در هنگام ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، نقل کردیم.
در ادامه به روایاتی دیگر از امامان معصوم علیهم السلام خواهیم پرداخت.
نقش ایرانیان در ظهور امام مهدی (عج)
ایرانیان را در زمان معصومین علیهم السلام با عناوین فرس، اعاجم، موالی، بنو الحمراء، قوم سلمان و چند عنوان دیگر می شناختند. در روایات، گاه از ایرانیان با عناوین اهل خراسان، اهل قم، اهل طالقان و دیگر شهرهای مشهور ایران در آن دوره یاد می کردند. در روایات، از مردمی با عنوان «اهل مشرق» سخن گفته شده است که بنابر نظر بسیاری، منظور از آنها مردم ایران هستند.[2]در روایات آمده است: «بیشترین یاران مهدی آل محمّد علیهم السلام را ایرانیان تشکیل می دهند. بسیاری از یاران حضرت مهدی علیه السلام از اهالی مرو رود، مرو، طوس، مغان، جابروان، قومس، اصطخر، فاریاب، طالقان، سجستان، نیشابور، طبرستان، قم، گرگان، اهواز، سیراف، ری و کرمان هستند».[3]امیر مؤمنان علیه السلام فرمود: «خوشا به حال طالقان! زیرا برای خداوند - عزّوجلّ - در آنجا گنج هایی ذخیره شده است که هرگز از جنس طلا و نقره نمی باشند. در آنجا مردانی هستند که خدا را به حق شناختند، و اینان یاران مهدی علیه السلام در آخر الزمان می باشند».[4]همچنین در روایات، درباره مردم طالقان آمده است: «این گنج ها دلاور مردانی هستند اهل جنگ و جهاد که شهادت در راه خدا را دوست می دارند و پیوسته ادّعا می کنند که خدا شهادت را روزی آنان قرار دهد، شعار خود را «یا لثارات الحسین» می دانند، خداوند به وسیله آنها امام حق را پیروز می گرداند».[5]فضیل بن یسار گوید:امام صادق علیه السّلام فرمود:ب رای او گنجی است در طالقان، کم از طلا و نقره نیست و پرچمی است که از روزی که پیچیده شده گشوده نشده است و مردانی که گویی دل های آن ها قطعات آهن است،در ذات خدا شکی به آن راه پیدا نمی کند،سخت تر از سنگ می باشند.اگر به کوه ها حمله برند،از جا می کنند.با پرچم هایشان به شهری نمی تازند مگر این که آن را ویران سازند،مانند این است به اسبان عقاب های مرگ سوارند،زین اسب امام را دست می مالند و با این کار طلب برکت می نمایند.اطراف او را می گیرند و با جان خود او را در جنگ ها از گزند نگه می دارند و هرچه بخواهد کفایت می کنند.شب ها نمی خوابند،در نمازشان برای آن ها زمزمه ای است مانند زمزمۀ زنبور عسل،شب زنده دارانند و بامدادان سوار بر اسبان خود(آمادۀ کارزار)راهبان شب و شیران روز هستند.آنان در اطاعت مولایشان فرمانبردارتر از کنیزان نسبت به مولای خود هستند،مانند چراغ های روشنایی بخش و دل هایشان مانند قندیل های پرتوافکن می باشد.
از ترس خدا
آنها هراسانند و خواستار شهادت هستند. آرزویشان کشته شدن در راه خداست.شعارشان «یالثارات الحسین»است.هرگاه راه روند،رعب و ترس یک ماه جلوتر از آن ها حرکت می کند.به سوی مولا با متانت می روند.خداوند به وسیلۀ آن ها امام حق را یاری می نماید.»[6]عفّان بصری گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: آیا می دانی چرا این شهر را قم نامیده شد؟! گفتم:خدا و رسولش و شما می دانید. فرمود: قم نامیده شد؛چون اهلش با قائم آل محمّد علیهم السّلام جمع می شوند و با او قیام می کنند و با(جنگیدن)با او از خود استقامت به خرج می دهند و به او کمک می کنند.[7]از امام صادق علیه السلام سؤال شد: منظور از آیه «بَعَثْنا عَلَیْکُمْ عِباداً لَنا أُولِی بَأْسٍ شدیدٍ»(سوره اسراء/آیه ۵) چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: «هم واللَّه أهل قم، هم واللَّه أهل قم. هم واللَّه أهل قم».[8]«علم... از کوفه رخت برمی بندد و از شهری بنام قم آشکار می شود و آن سامان معدن فضل و دانش می گردد به نحویکه در زمین کسی در استضعاف فکری بسر نمی برد... و این قضایا نزدیک ظهور قائم ما به وقوع می پیوندد. خداوند سبحان، قم و اهلش را برای رساندن پیام اسلام، قائم مقام حضرت حجت می گرداند. اگر چنین نشود، زمین اهل خودش را فرو می برد و در زمین حجتی باقی نمی ماند، دانش از این شهر به شرق و غرب جهان منتشر می گردد، بدین سان بر مردم اتمام حجت می شود و یکی باقی نمی ماند که دین و دانش به وی نرسیده باشد. آنگاه قائم (علیه السلام ) ظهور می کند و ظهور وی باعث خشم و غضب خداوند بر بندگان می شود. زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمی گیرد مگر بعد از آنکه وجود مقدس حضرت حجت را انکار نمایند.[9]
از این روایت، چند امر روشن می شود:
الف-اینکه نقش مذهبی شهر کوفه در دانش و پیروی از اهل بیت علیهم السلام نقشی مهم و بزرگ بوده، اما در آستانه ظهور حضرت مهدی علیه السلام مضمحل شده و از بین می رود، البته کوفه شامل نجف نیز می شود. زیرا نام اصلی آن نجف کوفه بوده است. بلکه گاهی مراد از کوفه عراق عنوان شده است. اما نقش مذهبی شهر قم همچنان ادامه دارد و نزدیک ظهور حضرت از عظمت بیشتری برخوردار می گردد.
ب-نقش برجسته اعتقادی و ایدئولوژیکی شهر مقدس قم، در آن زمان مخصوص ایران و یا شیعیان تنها نیست. بلکه نقشی است جهانی که حتی غیر مسلمان را نیز در بر می گیرد «و یکی باقی نمی ماند که دین و دانش به وی نرسیده باشد.»این بدان معنا نیست که دانش و مذهب، از این شهر به فرد فرد مردم جهان می رسد، بلکه بدین معناست که ندای اسلام و مطرح شدن آن، طوری به جهانیان می رسد که اگر کسی سعی در دست یابی به مقررات و دستورات اسلام داشته باشد، برای وی امکان پذیر خواهد بود.
ج-این نقش بزرگ فرهنگی، سبب کینه توزی و دشمنی استکبار جهانی نسبت به این [مردم ]می گردد، یعنی نسبت به مطرح شدن اسلام از این شهر، این دشمنی با اسلام علت انتقام گرفتن خداوند از مستکبران، بدست توانای حضرت مهدی علیه السلام می شود، چرا که با این دشمنی حجت بر مردم تمام شده است و ایجاد گرفتاری توسط دشمنان، از جنبه جهل آنان نسبت به اسلام نیست، بلکه دشمنی و خصومت آنان، صرفا کینه توزی و مخالفت با اسلام می باشد.[10]در روایات از قشون شعیب بن صالح و هاشمی خراسانی که در مصادر شیعه و سنّی از آن فراوان یاد شده و در ارتش امام علیه السّلام اثرات مثبت و مهمی خواهند داشت.
حضرت علی علیه السّلام فرمود: زمانی که سپاه سفیانی به طرف کوفه حرکت می کند، دنبال اهل خراسان برای جنگ می فرستد و اهل خراسان برای یاری«مهدی»علیه السّلام با پرچم های سیاه قیام کرده و به فرماندهی«شعیب بن صالح»با سپاه سفیانی در محل استخر(مسجد سلیمان)روبه رو شده و جنگ بزرگی رخ می دهد که خراسانی ها فاتحانه سپاه سفیانی را شکست می دهند،در آن هنگام است که مردم آرزوی ظهور حضرت«مهدی»علیه السّلام را کنند و او را می طلبند.[11]هم چنین فرمود: پرچم های سیاه برای جنگ با سفیانی قیام می کنند و در میان آن ها جوانی از بنی هاشم است که در کتف چپ او خالی دیده می شود.پیشرو آن پرچم ها مردی از بنی تمیم بوده که«شعیب بن صالح»نامیده می شود و سپاه سفیانی را فراری می دهد.[12]
پی نوشت ها:
[1] بامداد بشریت، محمد جواد طبسی،بخش ۸، پ۴۲
[2] همان صص۵۲-۵۱
[3] همان ص۵۳ به نقل از دلائل الإمامة، ص ۳۱۴
[4] سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ص ۳۸۳به نقل از بحار الأنوار:٨٧/۵١ ب ١ ح ٣٨ به نقل کشف الغمّة:از کفایة الطّالب باب ۵؛ینابیع المودة:١۶٧/٣ ب ٩۴ از غایة المرام؛المغربی:ص۵٨٠
[5] بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۰۷
[6] سیمای جهان در عصرامام زمان (عج) به نقل از بحار الأنوار:٣٠٧/۵٢ ب ٢۶ ح ٨٢؛بشارة الإسلام:ص ٢٢۵؛الزام النّاصب:ص ٢٢٧؛یوم الخلاص:ص ٢٢٣
[7] همان ص۳۸۳ به نقل از بحار الأنوار:٢۴٣/۶۰ص ۲۱۶ ح۳۸
[8] بامداد بشریت ص۵۴ به نقل از بحار ج۶۰ ص۲۱۶
[9] عصر ظهور صص ۲۲۸-۲۲۷ به نقل از بحار ج۶۰ ص ۲۱۳
[10] عصر ظهور، علی الکورانی ص ۲۲۸
[11] سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) ص۳۸۸به نقل از عقدالدرر ص۱۲۷
[12] همان به نقل از جمع الجوامع:١٠٣/٢