تصور کنید اگر کل اراضی شمالغرب کشور شامل اراضی بایر و موات و دیم در صورت آبرسانی مناسب به زیر کشت و تولید و بهره برداری اقتصادی برود این خطه به قطب اقتصادی عظیمی تبدیل خواهد شد و ضرورت دارد توجه کنید که در دنیا تامین آب شیرین حتی از دریاها و اقیانوسها توجه بسیاری دولتها را به خود جلب کرده و واقعا آستین همت را بالا زده و مشغول تهیه ی آب شیرین شده اند .

شما آقای مهرعلیزاده

 بهتر از هرکس می دانید که تامین مایحتاج مردم به صورت کلان از طریق دلار نفتی با واردات از زمان پهلوی تا به حال مانع جلب نظر مردم و مسئولان به اهمیت راهبردی آب و خاک شده است وگرنه چه دلیلی دارد به فکر احیاء خاک از طریق آبرسانی نباشند اما در فکر احیاء یک دریاچه ی محکوم به فنا با تنفس مصنوعی بیفتند . هویدا نخست وزیر شاه با طعنه و تمسخر می گفت چه نیازی به قبول زحمت برای تولید مایحتاج کشاورزی داریم ما دلار داریم و کشتی کشتی وارد می کنیم (بعد از تخریب کشاورزی سنتی ایران با برنامه ی محیلانه ی اصلاحات ارضی شاهانه) بنده شخصا در مطبوعات آنزمان اظهارات هویدا را خواندم .نکته ی مهم  این اظهارات هویدای بهایی تاثیر پذیری او از رفتارهای تخریبی وزیر کشاورزی او منصور روحانی اعدام شده  از فرقه ی بهائیت بود که موجبات خانه خرابی و مهاجرت گسترده ی روستائیان و معطل ماندن توان و استعداد ایرانی ها در امور کشاورزی و آبرسانی و....و زد وبندهای گسترده با رشوه دهندگان خارجی  و تخریب قناتهاو..و واردات عمده ی محصولات کشاورزی از امریکا و ....را فراهم ساخت و اقدامات نابودگرانه ی او از مهمترین عوامل نارضایتی مردم به حساب می آمد. او عمیقا معتقد به واردات بوده و شرایط اقلیمی ایران را برای تولید کشاورزی نامناسب عنوان می کرد و عملا هم شرایط عمدی برای تخریب کشاورزی و آبرسانی و...را فراهمتر می نمود .

شما آقای مهرعلیزاده

می دانید که فقدان یا معدود بودن جمعیت در پیرامون دریاچه ی ارومیه  موجب تغذیه ی این دریاچه از آب رودها خواهد شد اما در طول یکصدسال اخیر جمعیت ارومیه 20 برابر شده است (طبق آماری که از جمعیت ارومیه قبل از قتل عام توسط جیلوها ارائه شده ارومیه چهل هزار نفر و بعد قتل عام بیست هزارنفر جمعیت داشته و اما اکنون ارومیه هشتصد هزار نفر جمعیت دارد و کل شمالغرب هم افزایش چشمگیر جمعیت را در این صد سال اخیر داشته است پس آب رودهای این منطقه برای تامین شرب و غذا و عمران اهالی متناسب با توانمندیهای مردم و استعداد خاکش نیاز به مهار دارد وگرنه بدتر از قتل عام جیلوها از طریق مهاجرت خاموش و به صورت تدریجی با قلت جمعیت و عقب ماندگی مزمن روبرو خواهیم شد .

چرا این دریاچه نمی تواند آینده داشته باشد و چرا ما باید رسالت ضحاک وار این دریاچه را ممانعت کنیم؟!!!

در پاسخ باید گفت :

در موزه های تبریز فسیلهای صدف این دریاچه نشان از شیرین و با عظمت بودن آن  در ازمنه ی بسیار قدیم ادارد. اما از جبر روزگار قطع ارتباطش با آبهای آزاد ، تبخیر و محدود بودن رودهای حوضه ی دریاچه و بعد افزایش جمعیت و همه وهمه موجب کوچک و کوچکتر شدن دریاچه از یک طرف و هم شورو شورتر شدنش به دلیل انباشت نمک آن دریاچه ی عظیم قبلی شد و اگر قرار باشد مردم و رشد و توسعه ی شمالغرب را فدای حفظ و بقای دریاچه کنیم آنوقت می توان چند صباحی دیگر شاهد بقای دریاچه باشیم ولی واقعا می شود این فرض باطل را عملی ساخت؟!!! متاسفانه چنین اراده و عزمی ازگروههای فشار و مسئولین کشوری و استانی دیده می شود البته تا زمانی که اقتصاد مبتنی بر صادرات نفت خام گردنفرازی می کند اوضاع همین خواهد بود .

اما چرا و چه کسانی ناگهان اذهان را متوجه لزوم احیاء دریاچه ی ارومیه کردند.؟!!!

برای پاسخگویی به این سوال خوب است توجهات را جلب نمود به سمت دلایل واقعی اعمال اصلاحات ارضی از سوی آمریکایی ها و طراحان صهیونیستی .

سیستم سنتی مدیریت کلان کشاورزی با نام تحقیر شده ی ارباب و رعیتی توانسته بود اراضی عظیمی را زیر کشت ببرد و امکان تامین آب برای اراضی به صورت قنات و امکان تامین مخارج و بهبود وضع کشاورزان در طول سال وضعیت رو به رشد و باثباتی را در اقتصاد کشور ایجاد کرده بود که بر طبق آن صادرات قابل توجه رقابتی را در سطح دنیا پدید آورده بود که برای منافع قدرتهای برتر جهانی یک تهدید محسوب می شد و اگر غفلت ورزیده می شد مکانیزه شدن کشاورزی کلان ایران تهدیدات بیشتری را متوجه رقبای بین المللی می کرد وابستگی شاه ایران به قدرتهای برتر سبب شد از طریق او و با بهانه ی به ظاهر فریبنده ی اصلاحات ارضی و اتهام ناجوانمردانه ی اربا ب و رعیتی  رقیب قدرتمند ایرانی را به نابودی مطلق بکشند مدیران لایق و توده ی کشاورز را به واردات  کنندگان مصنوعات و مصرف کنندگان کالاهای خارجی و مهاجران به حواشی شهرها تبدیل نمودند و جالب آنکه طرح خائنانه ی اصلاحات ارضی از آذربایجان شروع و بعد در مناطق دیگر پیاده شد و به تعاقب آن قناتها نیز به نابودی کشیده شد و باید دانست که سقوط امپراطوری بیزانس از گذرگاه و اردوگاههای آذربایجان  کلید خورده بود همچنین در غالب نهضتهای انقلابی اسلامی از جنبش صفویه و نهضت تنباکو تا جنبش انقلابی مشروطه و خیابانی تا انقلاب اسلامی  این آذربایجانی ها بودند که پرچمداری نمودند واکنون نیز خاک و آب و جمعیت پر تلاش  آذربایجان می تواند شکوفایی ایران اسلامی را سرعت ببخشد وبرای دشمنان کینه توز چه راه حلی بهتر از زدن استارت اختلاف بین ترک و فارس و لزوم احیاء

دریاچه ی ارومیه و به حداقل رساندن بستر توسعه و شکوفایی شمالغرب ایران با نابودسازی آب شیرین این منطقه در حلقوم سیری ناپذیر دریاچه ی ارومیه و تحمیل کردن مهاجرت خاموش و تدریجی به مردم پیرامونی دریاچه  و به فقر ومصرفزدگی کشاندن مابقی اهالی .

شما آقای مهرعلیزاده

 امیدوارم ضمن اندیشیدن در خصوص دریافت های بنده از موضوع مورد اشاره    

با توجه به احترام و آبرویی که دربین سایر دولتمردان از جمله ریاست قوه و مقام معظم رهبری دارید شرایطی را به وجود آورید که آبرسانی از رودهای پیرامونی مثل ارس به سمت احیاء اراضی بایر  انجام پذیرد و می دانید که این حرکت اشتغالزایی و وفور نعمت و قطع واردات و افزایش اقتدار ملی را در بطن خود خواهد داشت . در هر حال برایتان و برای همه ی هموطنان و همنوعان عزت و آبرومندی و علو درجات را از خداوند منان خواستارم. والسلام علی من اتبع الهدی.