البته اولين ومهمترين عامل تكوين اين وضعيت كه درطول صدهاهزاربلكه ميليون هاسال رقم خورده است وضعيت طبيعي وجغرافيايي منطقه مي باشد،چراكه درياچه ي اروميه همانندسايردرياچه هاي پيراموني اش درمنطقه اي فلاتي(فلات به سرزمين هاي مرتفع گفته مي شود)واقع شده است وبه مرور توان مقاومت خودرادرمقابل تبخيرناشي ازتابش مداوم آفتاب ازدست داده وارتباطش با آبهاي آزاد(مناطق پست تر)قطع شده است.

دومين عامل كمكي به سيرخشك شدن محتوم درياچه رابايدساكنان حوضه هاي آبريزدرياچه دانست ،زيرابه روندبهره برداري روبه تزايدآبهاي روان وزيرزميني مرتبط بادرياچه درطول هزاران سال اخيرپيوسته افزوده اند،به ويژه درچندسال اخيرافزايش جمعيت ونيازهاي كشاورزي سبب تاسيس سدهاي متعددي شده است.

وحال سؤال اين است آيا مي شودبه دليل عشق وعاطفه به استفاده ي تفريحي از آب درياچه،كشاورزي روبه توسعه راكه مديون سدسازي هاومهارآبهاي روان وزيرزميني است فدانمود؟ومردم پيراموني درياچه رادرمعرض واردات كالاهاي كشاورزي قراردادومهاجرت جبري وناخواسته رابه دليل عدم توسعه كشاورزي وصنايع مربوطه واشتغالزايي به آنان تحميل نمود؟!!!

پاسخ عقلايي ومنطقي به اين سؤال منفي است،زيرامهارآبهاي روان واستخراج آبهاي زيرزميني براي شرب وكشاورزي درقاموس اقتصادكشاورزي جهان امري پذيرفته شده است وهيچ عقل سليمي به خلاف آن راي نمي دهد.

خوشبختانه يكي ازمهمترين مطالبات هميشگي مردم حواشي درياچه ازدولت هاي حاكم، به طورمستمرتوسعه سدسازي هاومهارآبهاي روان بوده وهست كه به مرورمحقق شده است ومي شودوازقبل تحقق اين آرزواميدفراواني به توسعه ي كشت وآبياري مكانيزه ومقرون به صرفه وجايگزيني آن به جاي كشت ديمي هست واين مهم نيز به مروردرحال وقوع است وبايستي به روند آن سرعت بخشيد.

اماخواسته ياناخواسته يك ابهام وسؤال مهم باقي مي ماندوآـن سرنوشت درياچه ي اروميه است كه رفته رفته درحال كوچكترشدن است ونكته ي قابل توجه واهميت بيشتر،زمين هايي است كه درنتيجه ي آن به دست مي آيد.آيااين حادثه يك تهديداست يايك فرصت؟!!!

مخالفان كوچكتر شدن درياچه دانسته ياندانسته به اين گمانه دامن مي زنندكه زمين هاي به دست آمده مملو ازنمك است وخطرسونامي نمك نه تنهااستان هاي آذربايجان بلكه استان هاوكشورهاي پيراموني راهم تهديد مي كند!!!ودرپيامددامن زدن به اين ادعا، مصاحبه ها،مقالات وتحركاتي آشوب طلبانه امكان بروزيافته اند وبه خودي خودمشكلاتي امنيتي وتفرقه افكنانه رارقم زده اندوبيم آن مي رودكه عوامل زخم خورده ي داخلي وخارجي وارد معركه شوندواي بساواردهم شده اندوتلاش شده است اين گمان موهوم واثبات نشده رابه يك فاجعه ي غيرقابل جبران تبديل نمايند.(اشاره به حوادث6و12شهريور1390اروميه)دراستمراراين تحركات اين پيشنهادمطرح شده است كه آب رودخانه ي ارس به درياچه پمپاژشودتاازتداوم خشك شدن آن جلوگيري شودوسونامي نمك اتفاق نيفتد.

بديهي است پمپاژآب حتي اگرالي الابدهم ادامه يابدباصرف نظرنمودن ازهزينه هاي سرسام آورش واعتراض كشورهاي مشترك المنافع دررودارس وساكنان هموطن حاشيه ي رود،بازهم نمي توان ازقهروجبرطبيعت جلوگيري نمودزيراافزايش جمعيت ولزوم تامين نيازهاي اقتصادي ومعيشتي آنان كه لازمه اش مهارآبهاي روان است وتبخيرآب درياچه تحت تاثيرتابش نورخورشيدوجداشدن درياچه ازدرياهاي آزادعملاپيشنهادفوق رابي اعتبارمي سازد.

ازطرف ديگربايدازخودبپرسيم آياشيب سرزمين هاي حوضه ي غربي  درياي مازندران كه  سبب جاري شدن رودهابه آن سمت شده است،اجازه ي انتقال آسان وكم هزينه ي آب ارس رابه سمت درياچه ي اروميه مي دهد؟!!! پس چه مقداربايد هزينه ي ريالي، سياسي،نظامي وامنيتي نمودتااين امرعجيب وپرتنش داخلي ومنطقه اي اتفاق بيفتد؟!!!وواقعا سازمان ها ي تفرقه افكن وفرصت طلب ام آي سيكس ،موساد،وسياباآن سابقه ي سياه وشيطنت باردرتاريخ كشور ،منطقه  وجهان تاچه حدروي امكان ايجادفتنه درداخل كشوروكشورهاي حاشيه ي ارس حساب باز كرده اند،خدا مي داندومايه ي تاسف است واقدامي عاجل را مي طلبد.البته به فضل الهي مردم داناي منطقه متوجه احتمال وسوسه هاي بدخواهان خواهندبود.

ازنگاهي ديگرفرصت مهمي به دست آمده است:

كوچكترشدن درياچه ي اروميه وآزادشدن زمين هاي اطرافش باتوجه به نياز هاي مردم به توسعه ي اقتصادكشاورزي وصنايع غذايي يك فرصت مهم است وبراي اين ادعادلايل متعددي به شرح ذيل وجوددارد: ( بدنيست بدانيم كشورهايي چون هلند وژاپن پيوسته تلاش نموده اندزمين هايي راازدرياگرفته وصنعت وكشاورزي خودرادرآن توسعه دهند)

1.شيب زمين هاي حاصله ازعقب نشيني درياچه به سمت مركز آن است وبرف وباران باهربارش به نمك زدايي وزهكشي دائمي كمك مي كند.دليل اين مدعا زمين هاي غربي،جنوب غربي،شمالي وشمال شرقي درياچه است كه به دليل پرجمعيت بودن ،عموما به مراتع، زمين هاي مزروعي وباغستان هاتبديل شده است(روستاهاي اروميه،شبستر،تسوج،سلماس و.....)وروستاهاي جزيره ي اسلامي وسايرجزاير.

2.زمين هاي خشك شده ي درياچه ،حدفاصل شبه جزيره(درطرفين جاده ي اروميه به تبريز)به سمت تبريز تاكيلومترها مسطح باشيب ملايم به سمت درياچه ،آشكارافاقد نمك قابل رؤيت  مي باشدوتداوم بارش هااعم از برف وباران به نمك زدايي عمقي آن كمك مي كند واگردولت ويابخش خصوصي وارد ميدان شوند وزهكشي مصنوعي رابااستفاده از آب سدهاورودهاي مجاور(شهرچايي،باراندوز،نازلوو.....)وياسفره هاي زيرزميني عملياتي نمايند،درمدت زماني بسياركمتر ازآنچه طبيعت مقدر نموده است،(بازمان بندي مناسب درچندفاز)زمين هاي حاصله راواردچرخه ي اقتصاد كشاورزي خواهند نمودكه خودموجب اشتغالزايي،صادرات وشكوفايي اقتصادمحلي خواهدشد.

هم اكنون قسمت اعظم اين زمين ها به بوته زار وسيعي تبديل شده كه مورداستفاده ي دام هاست وسپس مزارع فراواني ايجادشده كه به شهرايلخچي ختم مي شوند.تداوم زهكشي ها وشسته شدن خاك توسط بارش ها ازنمك هاي رسوبي مستمرا ادامه مي يابد وبروسعت زمين هاباپوشش گياهي دم به دم افزوده مي شود.

چنانكه ادعاشود(كه مي شود)بادهاي تندنمك زمين هاي پيراموني درياچه رابه  مناطق مسكوني ومزروعي پخش خواهدكرد(پديده اي كه به دليل ويژگي هاي شيميايي وفيزيكي نمك منطقا امكان پذير نمي باشدو دربند10  به آن اشاره شده است)صدالبته بهترين راهكار زهكشي آن زمين ها خواهدبود امري كه در احياءزمينهابراي كشت درهرگوشه ي جهان مرسوم است .

3.شايدلازم به يادآوري باشدكه درياچه ي اروميه دردامنه ي سلسله جبال پربركت زاگرس واقع شده است وازبركات آن وزش بادهاي مرطوب وباران زاي مديترانه اي ودرنتيجه تامين پوشش گياهي قابل توجه درغرب كشوراست ورودهاي پرآبي نظيركارون،كرخه،دز،سفيدرود،زاينده رود،سيمره،سيمينه رود،زرينه رود،تلخينه رود،نازلوچاي،شهرچايي،باراندوزو.....راپديدآورده است واين همه ويژگي هاي مثبت وارزشمنداصولاازمهمترين موانع بيابان زايي هستند وكويرزايي وبيابان زايي ازويژگي هاي مناطق مركزي وشرقي كشوراست وعلت آن ممانعت ازنفوذبادهاي مرطوب  وباران زابه حدكافي توسط سلسله جبال هاي البرزوزاگرس درشمال وغرب كشور مي باشد.(بااندكي دقت درنقشه ي طبيعي كشور متوجه اين حقيقت مهم خواهيم شد)

4.حال كه مشاهده شدكوچكتر شدن درياچه باآب شور بي حاصل سبب آزادسازي زمين هاي قابل توجهي شده ومي شودكه به رشدوتوسعه ي اقتصادكشاورزي وصنايع غذايي كمك مي كند،نبايدازيك نكته ي مهم غافل شدوآن شورترشدن آب درياچه است كه سبب مي شودرشدونموآرتمياباخطرمواجه شود.صنعت آرتميا صنعت جواني است كه بايدراه حلي براي آن يافت. طبعاايجاداستخرهاي مصنوعي باشوري قابل تنظيم آب آن، راه حل مناسبي خواهدبودهمچنان كه درصنعت شيلات وبه منظورپرورش آبزيان مختلف مانندماهيان گرمابي وسردابي واتواع ميگوو...اين اتفاق مبارك  درسراسركشورودورازدريارخ نموده است.

5.يكي ديگرازفرصت هاي قابل توجه كه عقلاي منطقه ي پيراموني درياچه بايستي به آن توجه نمايندوازبرنامه ريزان كلان نظام اسلامي نيزانتظار توجه به آن هست، طرح تصفيه ي نمك وموادمعدني درياچه است كه تحقق آن نصب پالايشگاه هايي رامي طلبد.

6.پرواضح است كه اين مهم يك اقدام اقتصادي سودآوراست وموجبات اشتغاال تحصيل كردگان رافراهم خواهدآورد،دراستمرار اين مهم نصب دستگاه هاي آب شيرين كن بردرياچه به خودي خودجلب توجه مي كند.دراين رابطه ازتجربه ي استان هاوكشورهاي حاشيه ي خليج هميشه فارس وسايرنقاط جهان مي توان بهره برد.جالب آنكه تكنولوژي مورد فوق دركشوربومي شده است.

7.تقليل شوري درياچه به رونق وتوسعه ي صنعت پرورش انواع آبزيان كمك شاياني خواهدكردوسودحاصله درنهايت باعث بازگشت سرمايه مي شود.بديهي است اين اقدامات مهم اختصاص وقت ،حوصله،برنامه ريزي هاوبودجه رامي طلبدمانندهمه ي طرح هاوپروژه هاي بلندمدت ديگركه تابحال انجام پذيرفته اند.

8.موفقيت درپروژه هاي فوق به رشدصنعت گردشگري كمك فراواني مي كندوهم موجبات رضايتمندي عميق ساكنان پيراموني درياچه وهمه ي مردم ايران اسلامي رافراهم وازفتنه گري دشمنان زخم خورده ي داخلي وخارجي جلوگيري خواهدكرد.

9.از يك نكته ي مهم ديگرنيزنبايد غافل شدوآن وسعت يك به ده  درياچه فقط درمقايسه بااستان آذربايجان غربي است واگرنسبت مناطق خشك شده رابسنجيم اين فاصله چندبرابرخواهدشد واين درحالي است كه نيازهاي اقتصادي وكشاورزي پيوسته زمين هاي آزادشده ازدرياچه رادرطول صدهاسال به زمين هاي مزروعي وباغستان هاي فراوان تبديل نموده است واين روند همچنان ادامه دارد.بااين حساب چگونه ميتوان از سونامي نمك به عنوان يك خطرمنطقه اي سخن گفت؟!!!(به وسعت ناچيز درياچه وآب وهواي مديترانه اي منطقه  دقت شود.)

10 نيزبايدتوجه كردكه تفاوت دانه هاي نمك باريزگردهادرخاصيت ذاتي جذب آب وچسبندگي مولكول هاي نمك است كه به همين دلايل نمك درطبيعت به صورت بلورهاي درشت دانه وغير قابل حمل توسط باد تبديل  شده است ودرمنطقه ومعادن به صورت فشرده ديده مي شودوامكان جابجايي توسط بادراندارد وعلل فرسايش ناپذيري آن ويژگي هاي چسبدگي وجذب آب است  .(نمك به صورت پودر درمنازل در حالت مصنوعي است وبه محض  جذب رطوبت به اصل خودبازمي گردد.)درنتيجه تصورايجادسونامي نمك نامعقول وغيرعلمي است ومسئولين ومجريان حكومتي درتصميم گيري هاي خودنبايدتابع احساسات وجوسازي هاقرارگيرند.

درگفتگوي خبري ساعت22و30شبكه ي دوسيما مورخه ي15|6|1390باحضورمديرمحترم اداره ي تالاب هاي سازمان محيط زيست كشورواستانداران محترم آذربايجان اذعان شدكه چهارهزارميلياردتومان صرف انتقال آب شيرين رودهاي شمالي وجنوبي استان آذربايجان غربي(ارس وگلاس) به درياچه ي شورخواهدشد.

جالب آنكه درهمين برنامه تصريح شد كه ازمجموع هشتصدهزارهكتارزمين هاي كشت ديمي فقط پنجاه ويك هزارهكتارآن تاپايان سال90به كشت آبي تبديل خواهدشدوحال سؤال اين است:كدام منطق اقتصادي ايجاب مي كندكه باصرف هزينه هاي هنگفت ميلياردهامترمكعب آب شيرين وارزشمنددركشورنيمه خشك ايران پس ازطي مسافت هاي طولاني وارددرياچه اي شور شود وازحيز انتفاع ساقط گردد درحالي  كه اين همه پول وآب شيرين گرانبهاو وقت ارزشمند،بسياري ازمشكلات جوانان مستعد استان را مي تواندبرطرف كند.

آيااين سرمايه ي عظيم كه تحت تاثير احساسات عده اي وشايعات موهوم به نابودي كشيده مي شودنمي تواند اشتغال،صادرات بيشتر محصولات غذايي و..... رافراهم سازد؟!!!وموجبات تعالي قشر وسيعي ازجوانان استان راسبب شود؟

دريك مقايسه ي كاريكاتوري ،اين پروژه ي اتلاف سرمايه (كه ميلياردها تومان ثروت ومنابع ملي رابه آب شوروبيفايده تبديل مي كند)بااختلاس هاي كلان  كشف شده و درحال پيگيري اخير،مي توان گفت كه مورد درحال پيگيري هرچنداز چرخه ي درامدملي وكنترل مسئولان اجرايي نظام خارج مي شدولي من غيرمستقيم واز بيراهه مجددابه بخشي ازجامعه باز مي گشت،امادرمورد نخست فقط نابودي مطلق  راشاهديم آن هم درمقياسي بسيار وسيعتر!!!

درخاتمه انتظار مي رودفرهيختگان  جامعه وفردفرد مردم آينده نگرواهل بصيرت باموضعگيري هاي انديشمندانه ، مسئولان دلسوز خودرا دراخذ تصميمات بايسته ،هرچه بيشتر ياري رسانند انشاءالله

والسلام  علي من اتبع الهدي مسعودآسيوندزاده. شماره ي 09143898257آماده ي دريافت نظرات ميباشد.