چرا ادعای سونامی نمک از مبدائ دریاچه ی ارومیه دروغ است
چرا ادعای سونامی نمک از مبدائ دریاچه ی ارومیه دروغ است
دریاچه ی ارومیه باقیمانده ی دریای بسیار بزرگتری از میلیونها سال قبل است که به دلیل برامدگی کفش نسبت به دریاهای پیرامونی و نیز معدود بودن رودهای حوضه ی آبریزش در مقابل تبخیر نتوانسته مقاومت لازم را داشته باشد و به صورت تدریجی و مداوما کوچک و کوچکتر شده و به وضعیت کنونی درامده است .بدیهی است تداوم این وضع موجب تغلیظ نمک در دل دریاچه شده است فسیلهای صدف به دست آمده از محیط پیرامونی دریاچه که هم اکنون در موزه های تبریزمشاهده می شوند نشان از شیرین بودن آب دریای قبلی در میلیونها سال قبلتر دارد بارش های مستمر سالانه در گذر ایام و شیب زمین به سمت مرکز دریاچه به مرور موجب حل شدن وانتقال نمک آبهای تبخیر شده ی ساحل به درون دریاچه شده است به همین خاطر کلیه ی اراضی غربی ،شمالی و جنوبی از لبه ی ساحل تا مناطق دورتر دریاچه در حال حاضر و از ازمنه ی قدیمتر زیر پوشش انواع گیاهان خود رو یا کاشته شده به دست انسان بوده و هست واز مراکز متراکم جمعیت انسانی در قالب شهرها و روستاهای فراوان می باشد و در بخش اراضی شرقی که غالبا از اراضی وسیع مسطح و فاقد ارتفاع و جدیدا خشک شده تشکیل شده است تا فواصل دورتر هرچه از ساحل فاصله بیشتر می شود از میزان شوری خاک کاسته وبر پوشش گیاهی افزوده می شود و در همین بخش شرقی جزیره ا ی که اینک جزو ساحل شرقی محسوب می شود به دلیل مرتفع بودن ، منطقه ای مسکونی و زیر کشت انواع گیاهان می باشد .این همه نشان دهنده ی عقب نشینی نمک به سمت مرکز دریاچه و پاکسازی خاک پیرامونی از ان است روندی که به طور طبیعی در حال وقوع است و اگر عامل انسانی وارد صحنه شود بر سرعت زهکشی و خالص سازی خاک از شوری افزوده خواهد شد .با این اوصاف در بوق و کرنا کردن سونامی نمک از مبداء دریاچه و به خطر افتادن مناطق بسیار دورتر کاملا مضحک و غیرواقعی است چرا که برای مثال شاهدیم کلانشهر ارومیه با جمعیتی 800هزار نفری در فاصله ی 14کیلومتری و چندین شهر بزرگ و پرجمعیت دیگر و دهها روستای آباد با مزارع متعدد در حواشی دریاچه قرار گرفته اند و تبخیر و خشکی گسترده ی دریاچه در سی سال اخیر هرگز مشکلی برایشان پیش نیاورده چرا ؟!!!
زیرا
اولا: خاصیت محلول شدن نمک در آب و سرازیریش در شیب زمین به طرف مرکز دریاچه امری محتوم و جبری است و برخلاف قانون طبیعت نمک امکان تبدیل شدن به ریزگرد و غبار و مهاجرت به مسافات دورتر را ندارد مگر در ذهن خیال پرداز برخی شایعه سازان.
ثانیا :
روند خشکی دریاچه حتی بدون خشکسالی های اخیر از شرایط جبری محل استقرار دریاچه می باشد (مرتفع بودن مکان تشکیل دریاچه و کف برامده و برجسته نسبت سایر دریاها و دریاچه های عمیقتر از جمله دریاچه ی وان با عمق 460 متر و عمق متوسط 160 متر و قلیل بودن تعداد رودهای حوضه ی آبریز که اساسا توان مقاومت و جبران تبخیرآب دریاچه در مقابل تابش خورشید را ندارند).
یک مثال ساده تفاوت دریاچه ی ارومیه را با دریاچه ی همسایه اش ، وان ترکیه به همگان نشان خواهد داد دو بشکه ی آب را با هم مقایسه می کنیم در حالیکه آب یک بشکه را روی زمین هموار و در مقابل تابش آفتاب جاری می کنیم خواهیم دید که آب بشکه ی جاری شده منطقه ی بسیار وسیعتری را تحت سلطه ی خود درآورده ولی ساعتی بعد به مقایسه ی حجم آب جاری شده و آب درون بشکه می پردازیم مشاهده خواهیم کرد که از آب جاری شده در اثر تاثیر پذیری بیشتر از گرما و تابش خورشید چیزی باقی نمانده ولی در همان مدت از آب بشکه مقدار بسیار ناچیزی تبخیر شده و عمده ی آّبش همچنان باقی مانده است. تفاوت دو دریاچه ی ارومیه و وان از این مثال به خوبی معلوم می گردد و اصولا تلاش برای حفظ و بقای دریاچه ی ارومیه چشم چوشی و نادیده انگاری منافع مردم است و از هرصاحب عقل سلیمی بعید به نظر می رسد.
با این اوصاف و دلایل بدیهی بهتر است به فکر ایجاد دریاچه های مصنوعی آب شیرین در پشت سدهای بسته شده بر رودهای حوضه ی آبریز ارومیه باشیم تا :
1 . امکان توسعه ی صنعت شیلات فراهم شود
2. برای ترویج باغداری و کشاورزی و کاشت علوفه ی دام و انواع مشاغل دیگر نظیر صنایع چوب و کاغذ و....ذخیره ی آب کافی داشته باشیم
3. صنعت گردشگری حول دریاچه های مصنوعی آب شیرین پا بگیرد
4. و امکان توسعه و آموزش انواع ورزشهای آبی و نشاط اجتماعی فراهم شود .
5. امکان استخراج گسترده ی نمک باقیمانده در معدن روباز دریاچه ی سابق ارومیه به عنوان یک نعمت الهی فراهم خواهد شد .
6. کل اراضی موجود در حول و حوش ودریاچه ی سابق زیر کشت رفته یا به مناطق سبز چشم نواز تبدیل خواهد شد.
چه کسی جز دشمنان این مرز و بوم یا افراد بدخواه می توانند با این واقعیات ملموس و بدیهی مخالفت کنند ؟!!! به نظر من جز توطئه ی فریب افکار عمومی نمی تواند پشتوانه ی احیای دریاچه ی ارومیه باشد. و این تفکر در بطن خود نابودی منابع آب شمالغرب وبیکاری گسترده ی جوانان و واردات مواد خوراکی و آب و خاک محور و وابستگی منطقه و کشور به بیگانگان و عدم رشد و توسعه ی انواع فنون و تخصص ها را به دنبال خواهد داشت. با اینگونه توطئه ها(احیای دریاچه) به قول سیاستمدار امریکایی می توان ریشه ملت ایران را خشکاند.
امروزه با رشد تکنولوژی در باران زایی ابرها به کارگیری این تکنولوژی به عنوان یک سلاح در جنگ اقتصادی و در کنار آن به کارگیری آفات و میکربهای پرورش یافته علیه دشمن در دستور کار استکبار می تواند قرار گیرد کما اینکه ایجاد تفرقه های قومی و مذهبی و تحریم های اقتصادی و چاپ پولهای بدون پشتوانه و ترویج اعتیاد و جنگ فرهنگی و روانی و اخلاقی و انقلابات مخملی و رنگین و انواع ترفندهای دیگر تحت پوشش خیرخواهی و دفاع از حقوق بشر و.... از سلح های تفوق بر رقیب بشمار می آیند در این اوضاع نمی توان از کنار ظهور هیجانات مربوط به تمایل عده ای هوچیگر نسبت به احیاء دریاچه ی رو به موت ارومیه به سادگی عبور کرد و بر ساده اندیشی های مسئولین دولتی چشم پوشی نمود